محمد حسين عقيلى خراسانى شيرازى

924

قرابادين كبير ( مجمع الجوامع وذخائر التراكيب ) ( فارسى )

حلواى ديكر لاغرى كه بسبب كل خوردن بود بر طرف سازد و بدن را فربه كند صنعت آن بهمن سرخ و سفيد زرنباد كثيرا خشخاش نبات سفيد از هريك پنج درم بكوبند و بپزند و با شير كاو و شكر حسو سازند و بعد از خوردن بحمّام روند و استعمال آب معتدل كنند حلواى ديكر مسمن بدن را فربه كند و مردم ضعيف و لاغر را مفيد بود صنعت آن كعك كوفته يكمن در روغن كاو بريان كرده سه رطل عسل يك سير كلاب يك درم زعفران يكمن شير كاو مجموع را در پاتيلى كرده طبخ نمايند و در اخر خشخاش سفيد مغز بادام مقشّر مغز پسته مقشر مغز فندق مقشّر از هريك يك سير بران بريزند و بدستور با روغن طبخ نموده بريان كنند حلواى مسمن ديكر صنعت آن نخود سفيد كعك خشك از هريك پنجاه درم در شير بخيسانند و خشك سازند خشخاش مغز بادام مقشّر از هريك بيست درم كعب الغزال صد درم مجموع را كوفته بيخته هر صباح بيست درم با يك پياله سير بنوشند حلواى ديكر بدن را فربه كند و قوت باه زياده كند و مجامعت را يارى دهد صنعت آن بكيرند آرد نخود سفيد آرد كندم شسته از هريك يك اوقيه با روغن كاو به قدر كفاف بريان كنند و نيمن جلاب قند سفيد و نيمن عسل در ديك بريزند و كفچه زنند و باتش ملايم طبخ نمايند و يك چهار يك مغز بادام سفيد كرده نيم كوفته و يك مثقال زعفران و يك دانك مشك و يك پياله كلاب در اخر اضافه كنند و بعد از آن مقدار يك سكرچه هر صباح بخورند حلواى ديكر بدن را فربه كند و هم منى بيفزايد و مبهى باشد صنعت آن مغز بادام مقشّر مغز كردكان مقشّر مغز فندق مقشر مغز پسته مقشر كنجد مقشّر شاهدانه مغز حبّة الخضرا مغز نارجيل مقشر مغز چلغوزهء مقشر از هريك سه سير كوفته و نرم نموده با يك رطل آرد ميده و يك رطل روغن كاو و يكمن قند بدستور طبخ نمايند و در اخر يك دانك مشك و يك مثقال زعفران و يك پياله كلاب اضافه كنند و باتش ملايم باهستكى كفچه زنند تا حلوا بروغن برشته شود پس ميل فرمايند [ حلواى كزانكبين مايل باعتدال و لطيف‌ترين حلويات ] حلواى كزانكبين مايل باعتدال و لطيف‌ترين حلويات جهت سرفه و خشونت حلق و يبوست طبع دفع و سريع الانحدار است صنعت آن سه جزو كزانكبين صاف كرده را با يك جزو شكر خام با قدرى آب بجوشانند و كف سفيدهء تخم مرغ بر او زنند و چون بانتهاى قوام رسد قدرى از كف چوبك بران زنند كه تا خوب سفيد شود بعد از قوام تام كه چون اندكى از آن را سرد كرده باشند باندك حركتى شكسته شود در آن وقت مغز پسته بو داده و نارجيل و امثال آن به قدر حاجت اضافه نمايند و به قدر حاجت ميل نمايند حلواى مسمن بدن را فربه و باه را قوى كرداند صنعت آن بكيرند يك‌صد مثقال نخود سفيد و يك شبانه روز در شير بخيسانند پس خشك نمايند و بكيرند آرد باقلاى مقشّر آرد برنج سفيد و آرد كندم از هريك پنجاه مثقال تخم كتان و كنجد مقشّر از هريك ده مثقال خشخاش سفيد بيست مثقال هر سه را نرم كوفته با نبات سفيد نيمن و روغن بادام تازه پنجاه مثقال و كلاب دو صد مثقال و يا به قدر حاجت بطريق مقرر حلوا سازند و به قدر برداشت طبيعت تناول نمايند حلواى مسمن ديكر صنعت آن بكيرند برنج سفيد دو مثقال و يك شبانه‌روز در شير كاو بخيسانند پس خشك كرده آرد نمايند زنجبيل دارچينى خولنجان از هريك پنج مثقال زيرهء كرمانى سه مثقال كوفته از حرير بيخته با قند سفيد سه صد مثقال و روغن بادام تازه صد مثقال على الرسم مرتب سازند و تناول كنند [ بيان ديگر حلواها ] حلواى اترج و ارز و بزر خشخاش و بزر بقلة الحمقا و بلادر و زردهء بيضهء مرغ و تفاح و جزر و چوب چينى و خصيته الثعلب و دارچينى و سفرجل و فاوانيا و لحم دجاج و ماست و برك نينب هريك در رسوم خود مذكور شدند و ميشوند باب الحاء المهملة مع الميم [ حمول ] فصل در ذكر نسخ حمولات بدانكه حمول بفتح حاء مهمله و ضمّ ميم و سكون واو و لام ادويهء را كويند كه انسان در مقعده و فرج خود بردارد و جمع آن حمولات مثل فعول و فعولات امده حمول كه تسكين وجع بواسير نمايد و صلابت و ورم رحم و وجع آن را تسكين دهد صنعت آن موم پيه بط بابونه افيون بالسّويه از هريك دو درم مانند قيروطى ساخته بصوفه الوده كرده در محلّ مؤف حمول نمايند حمول كه جهت زحير مجرّبست صنعت آن زردهء تخم مرغ با روغن كل اميخته مرداسنك مغسول صمغ عربى سفيداب ارزيز نرم سوده بدان اميخته بپارچهء الوده در مقعده حمول نمايند حمول ديكر كه قولنج ريحى را نافع است و رياح دفع كند صنعت آن برك سداب تازه‌تر زيرهء كرمانى نانخواه نمك طعام بالسّويه كوفته بيخته با عسل اميخته بخرقه الوده درد بر حمول نمايند و ريسمان بخرقه بسته بعد رفع حاجت به زودى براورند حمول جهت مرض مذكور بنسخهء ديكر صنعت آن برك سداب تر زيرهء كرمانى از هريك يك كف بخور مريم عرطينثا از هريك دو درم بوده يك درم ادويه را نرم كوفته با عسل سرشته بطريق مسطور بردارد حمول ديكر كه رياح را دفع سازد صنعت آن سداب را بسايند و با ماء العسل بياميزند كه غليظ كردد پس زيره نصف وزن آن نطرون ربع وزن آن به آن اميخته به شكل بلوط به طول شش انگشت ساخته بردارند حمول ديكر كه همان نفع بخشد صنعت آن تخم سداب جندبيدستر بوره از هريك نيم مثقال با عسل و زهرهء كاراميخته حمول نمايند حمول ديكر كه رياح بواسيرى را دفع سازد و بواسير را سودمند بود صنعت آن سكبينج بوره مقل شحم حنظل خطمى اجزا را مساوى كوفته بيخته به شكل بلوط ساخته استعمال نمايند حمول كه ديدان صغار را كه در معاى مستقيم متولد شده باشد دفع كند خصوصا صبيان را صنعت آن آب نعناع آب برك شفتالو صبر سقوطرى سركه از هريك قدرى بخرقهء الوده حمول نمايند حمول ديكر كه همين منفعت بخشد صنعت آن زهر كاو نفط سياه قطران از هريك قدرى بپارچهء الوده بردارند حمول كه خون بواسير را بكشايد هرگاه منسد كردد باعث زحمت و درد و الم شود صنعت آن مغز ساق كاو روغن كوهان شتر با قدرى مقل و روغن تخم زرد آلوى تلخ سرشته اولا مقعده را بان طلا نمايند و لته يا پنبهء را بان الوده كرده بردارند پس عرطينثا يك مثقال قنه شحم حنظل از هريك نيم مثقال با زهرهء كاو سرشته حمول نمايند و هركاه بسبب تندى ادويه خروج مقعده و وجع بهم رسد بروغن كل و مويزج و سركين كبوتر و زهرهء كاو طلا نمايند حمول ديكر نافع جهت زحير صنعت آن زردهء تخم مرغ با روغن كل اميخته پنبه را بان تر ساخته حمول كنند حمول ديكر اقوى از آن هرگاه خون بسيار دفع كردد صنعت آن اقاقيا كلنار مازوى سبز مرداسنك سفيداب شب يمانى نشاسته دم‌الاخوين صمغ عربى كل ارمنى اجزاى مساوى كوفته بيخته با زرده و سفيدهء تخم مرغ سرشته بخرقهء نازكى الوده بردارند حمول جهت ثؤلول و دانهاى بواسير و غيره كه مترشح نباشد و درد و وجع كند صنعت آن آب پياز زهرهء كاو ممزوج نموده بصوفهء الوده بردارند و هريك به تنهائى نيز كافيست و باعث سيلان و تسكين وجع آن ميكردد حمول ديكر كه رياح رحم را جذب كند و دفع سازد صنعت آن رازيانه برك سداب انيسون تخم كرفس